سینما حقیقت 30 آذر 1399 ساعت 14:27 http://www.irandocfest.ir/fa/review/8369/یادداشتی-مستند-ایاقچی-کارگردانی-محمدحسن-دامن-زن -------------------------------------------------- ببار ای برف... عنوان : یادداشتی بر مستند « ایاقچی » به کارگردانی محمدحسن دامن‎زن -------------------------------------------------- متن : مستند بلند ایاقچی داستانی درگیرکننده و پرکشش دارد که با تمرکز بر روی چند شخصیت معمولی پیش می رود، اما از لحاظ فضاسازی و وجوه دراماتیک امتیازهای مثبت زیادی دارد. ایاقچی داستان زندگی یک زوج جوان را تعریف می کند که در سن کم ازدواج کرده اند و اکنون در روستایی کوچک به دنبال فرصتی برای رسیدن به آرزوهای شان می گردند. آرزوهایی ساده و طبیعی که اصلاً بزرگ نیستند، اما در شرایط سخت اقتصادی و در محاصره محیط بسته روستا، دست نیافتنی به نظر می رسند. فیلم با معرفی محیط شروع می شود و مردی جوان را در محاصره برف می بینیم که در جاده ای ناهموار و خلوت با پیکان قدیمی اش مشغول کار است و موانع فراوانی بر سر راهش وجود دارد. سختکوشی و تلاش نفسگیر او برای عبور از برف و یخ، نشان دهنده رنجی است که او مجبور است تحمل کند تا لقمه نانی برای زن و بچه اش فراهم آورد. در چنین فضای سخت و خشنی، زندگی به دشواری پیش می رود و مفهوم بسیاری از امور روزمره با آن چه شهروند مرفه ساکن محیط های مدرن می شناسد فرق می کند. زندگی در چنین محیطی یک جنگ تمام عیار است که بازنده اش شانسی برای بقا نخواهد داشت و علاوه بر خودش، خانواده اش نیز نابود خواهد شد. از این رو چندان عجیب نیست که شخصیت های درگیر در این جنگ، در جستجوی مسیری برای گریز از رنج های روزمره باشند و حتی حاضر شوند قانون را دور بزنند. در واقع این آدم ها ذاتاً انسان های خلافکار و کج رفتاری نیستند، ولی جامعه و محیط اطراف شان آن ها را به قانون شکنی وامی دارد و این آغاز روندی دردناک است که به سقوط می انجامد. در همان ابتدای فیلم با محمد آشنا می شویم و از طریق تصویرها و تعقیب کارهای روزمره اش پی می بریم که شغل او چیست و چه مناسباتی با همسر جوانش دارد. در فصل افتتاحیه همه اطلاعات با عناصر بصری منتقل می شود و مستندساز از دخالت در فرم طبیعی محیط پرهیز می کند. بدون هیچ توضیحی، راننده جوان و سختکوش را هنگام انجام کارهای سنگین فیزیکی مشاهده می کنیم و از جاده های صعب العبور تا شهر خالی از آدم ها، همه جا دوربین در جایگاه چشم ناظر به تماشای فعالیت روزمره شخصیت اصلی می پردازد. سپس کم کم فضا برای گفتگو با محمد و همسرش آماده می شود و هر یک جداگانه فرصت می یابند که داستان زندگی شان را رو به دوربین روایت کنند. فیلم از همان سکانس اول کنجکاوی مخاطب را تحریک می کند و هرچه جلوتر می رویم اطلاعات بیشتری منتقل می شود. مهم ترین ویژگی این بخش، ترسیم انگیزه ها و دلایل شخصیت ها برای انتخاب های شان در زندگی است. مستند ایاقچی با رویکردی جسورانه به رویاها و نیازهای زن و مردی می پردازد که تنها آرزوی شان دستیابی به یک زندگی ساده است، اما در محیطی بسیار خشن و محروم از موهبت های طبیعی حیات، حتی همین آرزوی ساده نیز بسیار دور از دسترس به نظر می رسد. محمد که سال هاست در سخت ترین شرایط کار می کند که دستمزدش را پس انداز کند، در نهایت به فکر قاچاق مشروبات الکلی می افتد و از این جا به بعد دروغ ها و پنهان کاری ها شروع می شود. زن و مرد هردو به هم دروغ می گویند و هرچه زمان می گذرد این دروغ ها تأثیر عمیق تری روی ارتباط شان با یکدیگر می گذارد. لحن مستند در بازگویی این نکته های پنهان بسیار جسورانه است. برای تصویربرداری هر یک از سکانس های مرتبط با روند روایی داستان، وقت و انرژی زیادی صرف شده و گذشته از مناظر برفی و چشم اندازهای خشن، کم کم قاب های زیبا به فیلم اضافه می شوند؛ مانند نماهایی از پشت شیشه باران زده ماشین و نمای باغ و کوچه های روستایی و... رویکرد مستند این است که با تمام سختی ها، زندگی خالی نیست و شخصیت های اصلی فیلم، یعنی این زن و شوهر جوان، چنان غرق خواسته های مادی خود هستند که متوجه زیبایی های اطراف شان نیستند. فیلم با یک پیچ دراماتیک جذاب در نهایت به پایانی اثرگذار ختم می شود و محمد را در برابر نتیجه انتخاب هایش قرار می دهد. این یک داستان کامل است که فراز و فرودهای اثرگذاری دارد و مخاطب را در طول مسیر یک لحظه رها نمی کند. در واقع کارکرد اصلی مستند این است که مخاطب را در معرض داوری قرار دهد و قضاوت اخلاقی او را برانگیزد: آیا حق با این زوج جوان است و به خاطر شرایط سخت شان حق دارند دروغ بگویند و انتخاب های ریسکی و حساس کنند؟ یا مثل هزاران زوج جوان دیگر با محدودیت های زندگی بسازند و به آن چه در اختیار دارند بسنده کنند؟ شاهین شجری کهن