سینما حقیقت 10 آذر 1393 ساعت 11:47 http://www.irandocfest.ir/fa/news/495/دیده-شدن-جزئیات -------------------------------------------------- عنوان : دیده شدن جزئیات -------------------------------------------------- نقدی بر فیلم مستند «تدریج» ساخته جواد آتشباری متن : جابر تواضعی تدریج به یک روز از زندگی کارگران یک پروژه صنعتی می پردازد ؛ از جایی که صبح علی الطلوع منتظر اتوبوس و سرویس اند تا وقتی که دوباره به محل استراحتشان برمی گردند. تصویر ذهنی غالب ما از یک محیط کارگری ، تصویر خیلی شسته رفته ای نیست. اما فیلم ساز ، فضایی را به تصویر کشیده که به طور کلی فرهنگ ویژه محیط های کارگری در آن دیده نمی شود. این جا کارگران فقط و فقط کار می کنند و حتی از شوخی های معمول این طبقه هم خبری نیست. کارکرد نمایش این فضا با این سبک، دیده شدن بهتر جزئیات در آن است. چیزی که این فضای استریلیزه را پررنگ جلوه داده، گرافیک تصویری و قاب بندی های خاص آتشباری است که ریشه اش را باید در دیدگاه گرافیکی او جست و جو کرد. طبیعتاً یک محیط کارگری برای درآوردن تصاویر جذاب ، خوش آب ورنگ و شسته رفته ، امکانات خیلی زیادی را در اختیار فیلم ساز نمی گذارد. ضمن این که در چنین فضایی، امکان چیزی به نام طراحی صحنه وجود ندارد و به فرض انجام این کار، مستند بودن کار زیر سوال می رود. ولی با وجود تمام این محدودیت ها پیشینه گرافیکی و بصری فیلم ساز در این جا به یاری اش آمده تا تصاویر زیبا و منحصربه فردی پیش روی مخاطب قرار بگیرد. اجزای تصویر در همه قاب ها درست و به جا است و عنصر تقارن در آن ها نقش پررنگی دارد. بر خلاف روال مرسوم فیلم های مستند، تقریباً هیچ جا از دوربین روی دست استفاده نشده و از شلختگی- به عنوان ویژگی فیلم مستند و مخصوصاً مستندهایی که محتوا مقدم بر فرم است- خبری نیست. قاب های ثابت، استحکام نگاه فیلم ساز و آگاهی او بر چیزی را که می خواهد ، می رساند. ضمن این که بیش تر قاب ها را به عکس شبیه کرده. ثابت ماندن دوربین بدون هیچ حرکتی روی کارگری که در پناه سایه یکی از لوله ها استراحت می کند ، لیفی که از بند آویزان است یا جوراب هایی که به بند گره خورده اند تا باد نبردشان ، فیلم را به مجموعه عکسی تبدیل کرده که قرار است در کنار هم کلیتی را به وجود آورند. همین نگاه عکاسانه و موشکاف باعث شده جزئیات خوب دیده بشوند. با این حال بعضی جا ها تعدد برداشت ها کاملاً مشخص است و می توان حدس زد که میزانسن ها و حتی روایت موجود در تصاویر، در روزهای مختلف و به مرور شکل گرفته است. ویژگی دیگر تدریج ، صدای فیلم است. در کل فیلم صدای مستقیم یا دیالوگ نداریم و همه چیز صدا در یک بک گراند صوتی از صداهای محیط و هام فضا خلاصه می شود. کارگردان هوش مندانه و با زیرکی از کنار خیلی چیز ها عبور کرده. مثلاً با آوردن صدای صدای هلهله و شادی کارگران روی پوتین های پشت در، با ایجاز از زندگی و تفریح بعد کارشان گفته. پررنگ ترین و غالب ترین صدای پس زمینه ، صدای اذان است که غیرمستقیم نشان دهنده گذشت زمان است و پس از آن صحنه هایی از ناهار و نماز و استراحت کارگران در پناه سایه ای یا حتی در آفتاب، منطقی به نظر می رسد. پیامک زدن در لابه لای همان استراحت ظهرگاهی نشانه ارتباط لابد عاشقانه ای است که با کسی و جایی خارج از این محیط ایزوله و تک بعدی وجود دارد. این یعنی زندگی هنوز جریان دارد و اصلاً همین چیز ها است که انرژی کار در این محیط سخت و طاقت فرسا را تأمین می کند. مجموع این ویژگی ها باعث شده آتشباری ضمن ارائه مستندی از پروسه انجام یک پروژه صنعتی، کاری ارائه کند که اولاً سفارشی بودن اش روی اعصاب نیست و اساساً خیلی به چشم نمی آید. ثانیاً حضور روایت و داستان از یک اتفاق روزمره و غیرداستانی، آن را به یک اثر تصویری تماشایی تبدیل کرده است. و نکته آخر از منظر من نام هوش مندانه ای است که برای فیلم انتخاب شده. تعدد آثار دراماتیک داستانی و غیرداستانی، انتخاب یک اسم تازه و بدیع و البته گویا و مرتبط را به کار سختی تبدیل کرده. مخصوصاً اگر روی اسامی تک سیلابی اصرار داشته باشیم. اما فیلم ساز جسارت به خرج داده و هوش مندانه نام فیلمش را یک قید انتخاب کرده. ریسکی که می تواند مشکلات و خطرات خودش را داشته باشد و اولینش نامأنوس بودن آن است. تدریج کلمه ای است که در نگاه اول فراموش می شود و تازه در پایان فیلم یا نهایتاً اواسط اش باید آن را به یاد بیاوریم و ربطش را با مضمون بسنجیم. اما تکرار این کلمه کم تر استفاده شده ، هم از نظر آوایی حس خوشایندی را منتقل می کند و هم بار مثبت دارد. با مفهوم پیشرفت تدریجی پروژه و هدف مندی نهایی اش هم خوانی دارد و بسیار بطئی و زیرپوستی تأکید می کند که نتیجه تلاش و زحمت و عرق ریزان کارگران هدر نمی رود و به مرور به بار می نشیند. علاوه بر این اشاره بسیار ظریفی هم دارد به تکرار و روزمرگی و ملال زندگی کارگری و شباهت همه روزهای آن ها با هم. نگاه کنید به صحنه ای که کار ساخت خط لوله با دور تند انجام می شود و با جرثقیل ها بلند می شود. این تکامل تدریجی، محصول همه این روزمرگی ها و تکرار هایی است که بعید است علاوه بر آن چه در فیلم آمده ، بشود حرف تازه و جذابی برای گفتن در آن پیدا کرد.