سینما حقیقت 11 آذر 1393 ساعت 10:33 http://www.irandocfest.ir/fa/news/521/کمی-ژورنالیسم-طنز -------------------------------------------------- عنوان : کمی ژورنالیسم کمی طنز -------------------------------------------------- نقدی بر فیلم مستند «اتاق جنگ» ساخته مصطفی حریری متن : علی اصغر کشانی مستند اتاق جنگ مستند گفتار محوری به کارگردانی مصطفی حریری با محوریت قرار دادن ماجرای قطعنامه 598 نگاهی به سیر تحولات جنگ ایران و عراق تا رسیدن به پذیرش این قطعنامه دارد. محور اصلی ماجرا تردیدها و تصمیم ها در ادامه یافتن یا نیافتن جنگ در مقاطع مختلف از سوی سران حاکم در ایران است. مستندی بر اساس ساختاری تلویزیونی و با رویکردی گفتگو محور که می خواهد تمایزش را با گفتگو هایی در این زمینه با حوزه بالای قدرت در ایران از هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی گرفته تا لاریجانی، شمخانی، و سران وقت سپاه (محسن رضایی، علی فضلی و...) نشان دهد. اتاق جنگ که به مانند مستندهای کلاسیک با همزمانی تصویر و گفتار (با صدای جادویی چنگیز جلیلوند) توان خود را بر تصاویر پروپیمان آرشیوی(تصاویری از صدام، اخبار خبرگزاری های خارجی، بمباران های شهری، مرز، رزمندگان و اسرای ایرانی و عراقی، مجلس شورای اسلامی قدیم، روزنامه هایی مثل مجاهد و تصاویر عمده ای پیش و پس از رویدادهای 1357) گذاشته، بر آن است تا به تدریج و با ریشه یابی تاریخی مبتنی بر تحقیقات کتابخانه ای از گفتگوهای مترتب بر جستجوهای میدانی برای کشف حقیقت بهره ببرد. از جنبه های مبتنی بر فرم هم، ساختار یکدست گفتگوها بخصوص بر اساس قاب بندی یکسان و ترتیب منطقی چیدمان آنها از ویژگی های شکل پردازی آن می تواند باشد. نکته ای که آفت چنین گونه مستندهایی است مشخص نبودن ابعاد بدست آمدن اطلاعات از سویی و افتادن در ورطه یکسویه نگری از سوی دیگر است، مثلا معلوم نیست یا هیچ جا(در تیتراژ، به صورت نوشته یا گفتارکارگردان و میان نویس و...) اشاره ای نمی شود که این گفتگو ها اختصاصا برای این مستند گرفته شده یا مجموعه گفتگوهایی بوده که پیشتر ضبط شده و مستند ساز بر اساس آنها چنین پروژه ای را تعریف کرده و بر همین اساس از آنها بهره گیری کرده است). ابعاد یکسو نگرانه به راحتی می تواند یک مستند با استدلالهای قدرتمند و به لحاظ دایره تحقیقات ارزشمند را به اثری پیش پا افتاده، سطحی و بخصوص تبلیغاتی تبدیل کند؛ معدود و غیر متنوع بودن گفتگو شونده های اتاق جنگ(با وجود ارزش سمت های آنها در مقطع مورد بحث) از این جنبه قابل نقد است که چنین موضوعی نیازمند افراد درگیر بیشتر به لحاظ تعداد از طرفی و تنوع دسته ها و طبقات افزون تری از شکل کنونی است. با این وجود یک آفت دیگر چنین مستندهایی سیر روایتی گفتگوها بر اساس جنبه های تاریخی بدون ایجاد چالش است، تنها دخالت مستندساز در زمان گفتگو و طرح سوالهایی می تواند بسیاری از نکات کلی که به راحتی گفتگو شونده ها از آن عبور می کنند را مورد تدقیق قرار دهد، در صورتی که به نظر می رسد بنای مستند کنونی بر عدم ورود کارگردان یا اصلا عدم تمسک به طرح های روایتی از نوع دیگر است. به علاوه همواره چنین مستندهایی، به دلیل اطلاعات وسیعی که بخش های زیادی از مخاطبان اینگونه مستندها با مراجعه به انواع کتب تاریخی، کتابهای گفتگو محور و زندگینامه ای و... بدست آورده اند، در دایره قضاوت و سنجش نوآورانه قرار دارند. در حقیقت انتظاری که از اینگونه مستندها می رود، ارائه سندی تازه از واقعه است تا سیر تاریخی حال حاضر را زیر سوال ببرد ،یا آن را تحکیم بخشد که البته به نظر مستند حاضر از این منظر فاقد چنین برگه هایی است و به هر حال سخت است در مورد موضوعی که غالب مخاطبان از آن و کم و کیف آن مطلع اند اثری حداقل به لحاظ محتوا حاوی نوآوری خلق کرد. از سویی هم عمدتا تحقیقات میدانی باید حاوی منابع و رفرنس های پر شمارتر و قابل استنادتری برای برخی ادعاهای خود بوده و به آن جنبه تصویری ببخشند که فیلم تنها به معدودی از این منابع (کسوف مارک پری و دست نوشته ریگان بر انجیل) اشاره می کند. اتاق جنگ بیش از این می توانست به مستندی ملی و فراجناحی تبدیل شود، اما گاه و در مقاطعی، رویکردی تخاصمی نسبت به برخی افراد، جناح ها یا جریانات خاص داخلی به خود می گیرد و حتی با وجود حضور این افراد در داخل کشور سراغ آنها برای شنیدن نظراتشان نمی رود؛ ماجرای عدم توان خرید چادر 12 نفره در اواخر جنگ و واردات شیشه ضدگلوله از این دست موضع گیری هاست. می توان اینگونه هم تصور کرد که مستندساز با انتخاب چنین موضوعی در زمان حاضر با برخی چالش ها دست و پنجه نرم کرده است و در عین حال با تیزهوشی به برخی مسائل کمتر قابل طرح در داخل کشور(انگیزه های امریکا در جنگ خلیج فارس، تغییر منافع قدرتهای بزرگ در تسلط ایران و عراق در مقاطع مختلف در جنگ و...) پرداخته است که خب قابل تامل است. با این سیر ماجراهای جدی ، نکات بانمکی هم اتاق جنگ را که به هر حال پیرامون موضوعی خشن و پر التهاب است برای لحظاتی از آن وضعیت خشک و رسمی(مجادله لفظی حسن روحانی و محسن رضایی پیرامون ماجرای بی اطلاعی رضایی از سقوط فاو و اصرار رضایی برای ورود سپاهی ها به دولت در اواخر جنگ) خارج می کند. با اینحال اتاق جنگ تلاش زیادی به طرح و نزدیک شدن به مسائل حساس(موضوع غرامت پنجاه میلیونی و نظر جناح های سیاسی پیرامون ادامه یافتن یا نیافتن جنگ در زمان بحران خرمشهر، شکست عملیات رمضان، مساله فاو، نظر امام خمینی بر ادامه جنگ در اواخر دوران آن، تصاویری از خالی شدن جبهه ها از سوی رزمندگانی که هر کدام به دلیلی چون ادامه تحصیل، شرکت در عزاداری محرم و... جبهه را ترک می کنند) دارد اما در مقاطعی که این نزدیک شدن نیاز به آگراندیسمان(مهمترین اش شکافتن بیشتر ماجرای مک فارلین و ماهیت دو فرد مشکوک عضو موساد) دارد به راحتی از آن عبور می کند که پرداختن به آنها می توانست کار را به اثری متفاوت و جستجوگر تبدیل کند. در حالی که با شانه خالی کردن از این موضوعات مستند در پی پرداختی سرفصل وار و عاری از تدقیق در موضوعاتی که از سوی گفتگو شونده ها مطرح می شود، بیشتر به آثار و گونه های ژورنالیستی شبیه شده است.