سینما حقیقت 24 آذر 1394 ساعت 18:03 http://www.irandocfest.ir/fa/review/1495/شهری-دل-شهرما -------------------------------------------------- نقد عباس بابویهی بر فیلم مستند «صد و سه روز» ساخته مهدی بخشی مقدم عنوان : شهری در دل شهرما -------------------------------------------------- «ناصر» یک سارق حرفه‌ای است که جمعاً به 26 سال زندان محکوم شده است (ده سال به دلیل فرار) او قهرمان اتومبیلرانی و موتورسواری بوده و همچنان ورزیده، دارای باند و خالکوبی نشان باندش، بر بدن است! متن : زندان: فیلم صد و سه روز با سکانسی از دفتر انتظامات زندان شروع می شود. جوانی زندانی که بارها شرارت کرده و از وی چاقو بدست آورده اند، از افسر ارشد بند مربوطه درخواست عفو از تشدید مجازات می کند. که البته پذیرفته نمی شود و او تسلیم به تصمیم افسر می شود. بدین ترتیب فیلمساز از همان بدو امر مضمون منتخب خود را با صراحت، به مخاطب القاء می کند! (ما درباره اش صحبت خواهیم کرد) بعد از این سکانس که تحت تأثیر حضور گروه فیلمساز، بسیار نزدیک است به برخورد خیرخواهانه ناظم یک مدرسه یا دانش آموزی خطاکار، با نمایی از برج و باروی زندان و نگهبان و تپه ها اطراف، به حیاط زندان و هواخوری زندانیان می رسیم. به نوعی فیلم با کپشن : روز اول ناصر، شروع می شود. ناصر یک سارق حرفه ای است که جمعاً به 26 سال زندان محکوم شده است (ده سال به دلیل فرار) او قهرمان اتومبیلرانی و موتورسواری بوده و همچنان ورزیده، دارای باند و خالکوبی نشان باندش، بر بدن است! وی می گوید: این تمیزی و سکون زندان ظاهری است و هستند کسانی که خودکشی می کنند (ظاهراً به دلیل فشارهای روحی) او در پی گرفتن اجازه ملاقات با مادر به نماز جماعت و اخذ تأییدیه از امام جماعت می کند در ادامه فیلم، زندانیان جدید وارد می شوند که این بار مجرم جوانی به نام فرزاد. مراحل پذیرش، نظارت، غذا خوردن و تعلیمات و جابجایی زندانیان را، ما با تکیه بر برنام فرزاد و کپشن روز دوم می بینیم. او برای اولین بار به زندان افتاده و وحشت زده است. روز سوم حسین حسین ... که به بیماری ایدز، هم دچار است و ما در فیلم روند معالجات او را هم مشاهده می کنیم پس از آنکه در ابتدا به اعدام محکوم بوده، با تخفیف به زندان ابد، سرانجام به 25 سال زندان محکوم شده که درزمان ساخت فیلم، حدود پانزده سال را سپری کرده و در پی آن است که به دلیل بیماری خود بخشوده شود. البته تا پایان فیلم ما شاهد انجام این امر نیستیم. برادر کوچک تر او نیز در زندان و هم بند اوست (محمد). این سه شخصیت انتخابی برای روایت آنچه در زندان بر زندانیان می گذرد، همگی در انجام اموری تکراری شریک اند! و از جهت شکلی فیلم، می توان گفت که خدمات روایت خطی فیلم را با جابجایی و پس از سه سکانس غیر اضطراری، فیلمساز انجام داده است. فیلمساز در اثر تولیدی خود تلاش بجا و فراوانی کرده است که مصائب زندانیان در دوری از خانواده و عسرت آنها را به نمایش بگذارد و مضمون فیلم که اجبار در سازش با محیط و تمکین از مقررات است را با استفاده از رفتارهای جمیع زندانیان و بیان سه زندانی منتخب که یکی در آغاز تحمل حبس، دیگری در میانه راه و سومی در مرز آزادی است را نشان دهد. در فیلم مستند صد و سه روز، شاهد نظم، نظافت، ادب و بیان های دوستانه، مدیریت، رأفت دینی، عدم خشونت، تحمل متقابل هر دو طرف، بین زندانیان و مأمورین زندان هستیم. فیلمساز در تمام طول فیلم حضور خود را به عنوان یک کاوشگر دلسوز به رخ کشیده است. اما تمام این رفتارهای معقول و قانونی، از سوی دیگر به نکات ظریف و حیاتی مربوط به نیازهای عاطفی، حیثیتی و خانوادگی، دوستی های لاجرم، موارد قضایی که شمول آن قابل بحث است از جمله فرصت کشی در امر آموزش و تعلیمات زندانیان، عدم نگاه تأمین در ساختار زندگی پس از آزادی زندانیان ، اشاره می شود. در بحث جامعه شناسی مقوله هم اشاراتی اندک در فیلم وجود دارد. اما مباحث ریشه ای مربوط به ارتباط جرم و جنایت با تعلیم و تربیت و مسئولیت های اشخاص و نهادها مغفول واقع شده است. اما یک نکته قابل تعمق در این رابطه در فیلم مطرح شده است و آن این است که : سه نفر زندانی قدیمی (ناصر ، حسین و محمد) به نوعی مشخص تقصیرات اعمال خود را ، خویش بر گردن گرفته اند (حتی نقشه های ادامه جرائم را بروز می دهند). اما جوان مجرم تازه وارد، فقر و بیماری و اعتیاد مادر و پدر را علت بزهکاری خود (سرقت) قرار می دهد. این جهت گیری های فیلمساز در انتخاب گفته های مجرمان مذکور، اشاراتی است به اینکه : طی سالهای اخیر فقر عامل وقوع جرائم مالی و دزدی است! البته این نظریه به سادگی مورد قبول یک جامعه ی مقید و فرهنگی نیست. بدان دلیل که : هر جامعه برای رفتارهای قابل قبول خود، معیارهای معین، یا هنجار هایی دارد و رفتاری که به طور مشخص از این معیارها دور و منحرف شده باشد، رفتارهای نابهنجار خوانده می شود. رفتارهای متعددی به عنوان رفتار نابهنجار طبقه بندی شده اند، که برخی گذرا و برخی پایدارند. الگوهای رفتاری و اختلال های عاطفی روانی هر انسانی منحصر به فرد است بنابراین انتخاب سیطره سنواتی و اختصاص دادن علل جرائم، به تنگدستی مردمان در سالهای اخیر، (که متأسفانه باب شده) خیلی معقول و علمی نیست. عضو انجمن منتقدان و نویسندگان خانه سینما