۰
شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۱۶

نقدی بر فیلم مستند «شبیه مضحک» ساخته علی محمد ناصر بافقی

نقدی بر فیلم مستند «شبیه مضحک» ساخته علی محمد ناصر بافقی
«شبیه مضحک» یکی از آیین‌های قدیمی ایران است که می‌کوشد با تمسخر اشقیاء و خنداندن مردم، همان کاری را بکند که تعزیه با گریستن آنها می‌کند. به دیگر سخن جلب تمرکز آنها بر مذهب و شعائر مذهبی و همدلی‌شان با ائمه معصومین. آیینی که به مناسبت‌های مختلف هر ساله در گوشه و کنار ایران اجرا می‌شود و توده‌ی بسیاری از مردم با شور و شوق به تماشای آن رفته و یا به نحوی در اجرای آن سهیم می‌شوند. پرداختن به آیین‌ها و مناسک و دیگر رفتارهای قومی در سینمای مستند، غالباً موضوعی برای فیلم مستند اتنوگرافیک یا سینمای مردم شناسی است که اخیرا از آن به «انسان شناسی تصویری» نیز اصطلاح کرده‌اند.[i] موضوعی که پرداختن به آن از ضوابط خاصی برخوردار است، ضوابطی برگرفته از دانش مردم شناسی. این ضوابط عمدتا بر نحوه و روش تحقیق در موضوع‌های مردم شناسی – و در اینجا آیین – استوار است. امری که جان مایه‌ی آن چیزی نیست مگر آن چیزی که «کارل هایدر» در کتاب خود به آن اشاره کرده که از آن به مثابه یکی از ویژگی‌های اساسی مردم شناسی یاد می‌کند:
«یکی دیگر از ویژگی‌های اساسی مردم نگاری این است که رفتار خاص مورد نظر را به هنجارهای فرهنگی ربط می‌دهد.»[ii]
به این ترتیب وقتی دستاوردهای یک مطالعه آیینی یا مردم شناسانه از ارزشی پژوهشی برخوردار می‌شود که موضوع مورد نظر را به اتکای روش تحقیق مردم شناسی و در یک بافت فرهنگی مورد بررسی و مطالعه قرار داده باشد. «هایدر» بر این موضوع تأکید می‌کند که
«بسیاری از فیلم‌های مستند، زمان زیادی را صرف توصیف یک فرد یا رویداد منفرد می‌کنند، اما قادر نیستند بخش فرهنگی قضیه، یعنی قرار دادن این اطلاعات در یک بافت فرهنگی را تصویر کنند.»[iii]
مطالعه رویداد در بافت فرهنگی هم چیزی نیست جز کشف روابط ارگانیک آن رویداد با اموری که در تغییرات و تحولات فرهنگی نقش و تأثیری تعیین کننده دارند. مواردی چون موقعیت جغرافیایی و اقلیم، معیشت، دین، خانواده، تقسیم اجتماعی کار، نقش و وزن جنسی آدم‌ها در اجرای آیین و علت‌های آن، به این صورت که مثلاً چرا این آیین زنانه است – سفره‌هایی چون ابوالفضل و بی بی مراد و بی بی نور - و یا در آیینی که مثلا مردانه اجراء می‌شود – همچون عزاداری‌های ماه محرم – زنان چه نقشی دارند و چرا برای آنها این محدوده تعریف شده و به صورت سنتی دیرپا، هر ساله با همان الگوی ثابت اجرا می‌شود؟ تفاوت‌هایی که بین صورت‌های مختلف اجرای یک آیین در نقاط مختلف کشور – سینه زنی و زنجیرزنی از یک سو با نخل گردانی در جنوب و حاشیه کویر و یا آیین کرب زنی در شمال ایران و یا قمه زنی در شمال غربی ایران و ... – با چه منطقی قابل تبیین و تحلیل است. مسایل و مواردی از این دست را باید به حساب جزئیاتی گذاشت که رعایت آنها الگویی از یک فیلم اتنوگرافیک به دست می‌دهد و چیزی نیست مگر بررسی موضوع در یک بافت فرهنگی.
حال بیاییم بر این مبنا به فیلم «شبیه مضحک» نگاه کنیم. فیلم همانطور که از اسم آن پیداست قرار است به بخشی از رخدادهای واقعه کربلا بپردازد، لیکن نه در رویکردی تعزیتی و سوگوارانه که در هیأتی مفرح و کمیک. آن هم با سلاح هجو و مطایبه، هزل و شوخی و تمسخر.
بافقی در ابتدا می‌کوشد شروعی جذاب برای فیلمش تدارک ببیند. یکی از اشقیاء را می‌بینیم که درون دیگی بر آتش قرار دارد و گاز و دود حاصله از آتش سخن گفتن او را مختل می‌کند. نوعی تعلیق در موقعیتی کمیک. از این پس و تا پایان فیلم یکایک اشقیاء را به تناوب می‌بینیم که درون دیگی مثلا بر آتش نشسته‌اند و آه و فغان به راه انداخته‌اند.
روایت فیلم به دو صورت پیش می­رود. نخست روایتی سوم شخص که راوی آن حسین محب اهری است و با چاشنی هزل و شوخی نوشته و اجرا می‌شود. امری که از وزن و وقار وجه پژوهشی فیلم می‌کاهد و آن را به حد و اندازه یک برنامه مفرح تلویزیونی تنزل می‌دهد. در عین حال روایتی از این دست ما را به یاد گفتار نوشته‌های فیلم‌های گروه سیراکیوز هم می‌اندازد. گفتار نوشته‌هایی که رویکرد مطایبه‌آمیز آن پرده ساتری می­شود تا سطحی نگری‌ها و سطحی نمایی‌های فیلم را بپوشاند و عجیب آن که به نظر می‌رسد اینجا هم که با تحقیقی جدی و ژرف­نگر روبرو نیستیم چنین کارکردی یافته است.
وجه روایی دیگر فیلم به حضور دکتر اردشیر صالح پور باز می‌گردد که می‌کوشد با توضیحات تخصصی خود وزنی پژوهشی به فیلم بخشد. دکتر صالح پور اطلاعات خوبی ارائه می‌کند ولی اطلاعاتی که کلی است و این نیاز را مطرح می‌سازد تا با توضیحات دیگر کارشناسان و یا طرح یافته‌های پژوهشی کارگردان کمی هم به جزءنگری برسد. که نمی رسد.
از ضعف تحقیقات فیلم گفتم. تحقیقاتی که ما را به صورتی عمیق و جدی با بحث شبیه مضحک آشنا نکرده و سطحی به نظر می‌رسد. چنین است که در ادامه فیلم، با نقطه نظرات یک کارشناس به عنوان پژوهشگر نمایش و بازیگر، روبرو می‌شویم. سخنانی که با دیگر بیانات کارشناسی فیلم در تعارض است، به ویژه آنجا که سنت میرنوروزی را برگرفته از اراده مردمانی می‌داند که 5 روز پایانی سال را جشن گرفته و حاکم خود را عزل می‌کردند تا فردی دیگر را موقتاً به جای او بر تخت پادشاهی بنشانند!
فیلم ظاهراً سنت تعزیه مضحک را از طلوع تا افول به نمایش می‌گذارد. چینش اطلاعات فیلم هم به گونه‌ای است که تو به چنین استنتاجی برسی، ولی نگاه کلی فیلم ما را بیشتر با گزارشی از تعزیه مضحک روبرو می‌کند. گزارشی که با ارائه راش‌هایی پراکنده از اجرای این آیین در میبد یزد، قادرند تنها بخش کوچکی از فیلم را سامان دهند و دیگر صحنه‌ها مرتبط و غیرمرتبط به کار گرفته شده‌اند تا طول فیلم را به زمان مورد نظر برسانند.
 
همایون امامی
 
[i]  - درآمدی بر انسان شناسی تصویری و فیلم اتنوگرافیک، فکوهی ناصر، نشر نی، 1387، تهران
[ii]  - هایدر کارل، فیلم مردم نگار مهرداد عربستانی – حمیدرضا قربانی، نشر افکار، تهران 1385، ص31
[iii]  - هایدر، همان، ص31  
کد مطلب: 3308
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *