۰
چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۳۶
گربه به مثابه كاراكتر نمايشي

نقدی بر فیلم مستند « داستان فيكا و فيدان » ساخته دلاور دوستانیان

نقدی بر فیلم مستند « داستان فيكا و فيدان » ساخته دلاور دوستانیان
مستند «داستان فیكا و فیدان» به مراحل مختلف رابطه دو گربه خانگی نگاهی دراماتیك دارد كه البته این نگاه در كش و قوس تمهیدات تصویری و مقدمه طولانی دچار رخوت شده است.
دلاور دوستانیان كه خود از حامیان محیط زیست و حیات وحش و حیوانات است، با انتخاب سوژه ای كه نسبت به آن دغدغه مند است، از الگویی پیروی كرده كه تضمین كننده بخشی از مسیر موفقیت یك فیلم مستند است.
«فیكا و فیدان» با همین دغدغه مندی خانوادگی نسبت به حیوانات خیابانی آغاز می شود كه در ادامه منجر به ورود فیدان به خانه فیلمساز و سپس پیوستن فیكا به او می شود. این مسیر هرچند در جهت ترسیم چگونگی ورود به یك سوژه و همراهی با آن در یك مستندِ این چنینی می تواند اهمیت داشته باشد، اما طولانی شدن بخش ابتدایی كه رویكرد اجتماعی دارد و نوع نگاه افراد مختلف را نسبت به حیوانات خیابانی نشان می دهد، خود سوژه ای مهم و قابل پرداخت است كه فیلمی دیگر و مجالی دیگر را می طلبد.
چراكه هدف فیلم در ادامه متمركز بر حضور این گربه در خانه و خو گرفتن او به شرایط خانگی و بعد پیوستن گربه ای دیگر به او و رابطه جذاب آنها بر هم استوار است. به همین واسطه می توان از جهان فیلم چنین استنباط كرد كه سوگیری اجتماعی جزو هدف های تعیین شده و متصور برای چنین سوژه ای نیست. به همین دلیل اگر به بخش ابتدایی موجزتر پرداخته می شد تا مخاطب می توانست فقط به چرایی و چگونگی ورود یك گربه خیابانی به خانه پی ببرد، هم فیلم ریتم پویاتری پیدا می كرد هم یكدست تر و متمركزتر بود.
همانطور كه اشاره شد هسته اصلی فیلم متكی بر رابطه دو گربه در یك خانه است كه فیلمساز با صرف زمانی یك ساله تلاش كرده به این رابطه تدریجی، روندی دراماتیك داده و بر اساس الگوی روابط ترسیم شده در درام، آن را به مابه ازایی از روابط آشنای انسانی نزدیك كند.
این ایده ناب با تمركز بر خوی و رفتارهای این گربه ها و مواجهه بی واسطه ای كه آنها با دوربین و فیلمساز دارند، به شكل خلاقانه ای به تصویر درآمده است. بخصوص كه این روند با تكیه بر موسیقی انتخابی به نوعی واجد همان حال و هوای مورد نظر شده و به همین واسطه فیلمساز توانسته مخاطب را كاملاً به دریافت حس و حالی كه مورد نظرش بوده، برساند.
استفاده از تمهیدات تصویری برای آهسته كردن حركات گربه ها و دراماتیزه كردن آنها برای رسیدن به مقاطع مختلف ارتباط گرفتن بین دو گربه، در كنار سوار شدن موسیقی بر این صحنه ها و البته همان رابطه بی واسطه گربه ها با دوربین و فیلمساز، باعث شده شاهد تصاویری خلاقانه از رابطه این دو گربه باشیم. به گونه ای كه حتی زمینه های لازم برای تعلیق و غافلگیری و حتی تمهیداتی همچون فلاش بك نیز وارد كار شده تا به این روند اوج و فرود دراماتیك داده و جذابیت آن را افزون كند.
همانطور كه حتی از نمایش فیلم اكشن در تلویزیون برای ایجاد زمینه دعوا بین دو گربه استفاده دراماتیك شده یا حتی ذهن خوانی گربه ها (به مثابه كاراكتر) به خوبی در قالب این سبك برای مخاطب طراحی و پرداخته شده است.
حتی نقاط عطفی همچون بیماری فیدان و جایگاه این اتفاق در رابطه با فیكا كه فلاش بك های فیكا را از گذشته به همراه دارد، همه و همه نشانه هایی هستند در جهت تأیید این نكته كه فیلمساز به مثابه دو كاراكتر نمایشی به این دو گربه و رابطه شان نگاه كرده و بر همین اساس ساختاری را برای مستند خود تعریف و اجرا كرده كه خلاقانه و جذاب است.
اما همانطور كه اشاره شد مقدمه طولانی فیلم و رویكرد اجتماعی آن بخصوص در آغاز كار، انرژی فیلم را می گیرد و مانع از آن می شود كه «داستان فیكا و فیدان» تبدیل به تجربه ای منحصر به فرد در نوع خود شود.
نكته آخر اینكه ساخت چنین فیلم های مستندی در راستای دغدغه مندی های فیلمسازان بدون آنكه سفارشی در كار باشد كه ضرب الاجل زمانی محدودشونده ای داشته باشد، می تواند همچون این تجربه، منجر به خلق سبك و شیوه و بیان خلاقانه و جدید شود كه برآمده از حس و حال شخصی و انگیزه های فردی است و زمینه ای برای ساخت مستندهای تازه و جذاب فراهم می كند.

سحر عصرآزاد
 
کد مطلب: 3168
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *