۰
سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۱۰

الهام اسدی: مستند «نشان» تصویر فرهنگ ما بدون دیالوگ است

الهام اسدی کارگردان فیلم «نشان» که در بخش مسابقه ملی بلند یازدهمین جشنواره سینماحقیقت حضور دارد، در مورد محتوای فیلم خود گفت: مستند من ثبت‌كننده‌ى نشانه‌هاى باقيمانده از آيين‌هايى است كه از گذشتگان بسيار دور سينه به سينه به زمان ما رسيده است.
الهام اسدی: مستند «نشان» تصویر فرهنگ ما بدون دیالوگ است
به گزارش روابط عمومی جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت، این مستندساز توضیح داد: «نشان» روایت و پژوهشی است از ده‌ها آیین باستانی و اصیل که در میان اقوام و مردمان ایرانی سابقه دارد و امروزه این آیین‌های قدیم و ایرانی به تمثیل دگرگون‌شده و صورت‌های مثالی قدیم دچار انقراض شده‌اند.
به گفته الهام اسدی، اين فيلم به نمايش ابعاد حركتى انسان‌هاى اقوام گوناگون در كنار چشم‌اندازهايى از رقص طبيعت در مناطق جغرافيايى مختلف ايران و تاثير آن در الهام‌بخشى بسيارى از اين رسوم و آيين‌ها مى‌پردازد.
این مستندساز پیرامون معانی واژه «نشان» اظهار کرد: این کلمه در فرهنگ لغت معانی متفاوتی دارد که از قضا در چند وجه با مفهوم درونی فیلم ما سازگار است. نشان در جایی مفهوم صفت دارد و بیا‌ن‌گر کار و حالتی است که موضوعی را توصیف می‌کند. در آیین‌های ایرانی تمام حرکات و آواها بیان‌گر و نمایش‌دهنده موضوعی عرفانی، حماسی، تاریخی و یا جشن و شادی و دغدغه‌های دیگری از انسان‌های کهن است که برخی از آن‌ها سینه به سینه به امروز رسیده است، اما سند یا شواهد قابل اطمینانی برای رسیدن به معنای اصلی این حرکات و آیین‌ها نیست و آن‌چه ما می‌بینیم، تنها نشانه‌های باقی‌مانده از این اندیشه‌های آیینی است؛ پس از طرفی "نشان" به معنای نشانی و تنها آدرسی است که ما را به تفکر و اندیشه‌های مردمان قدیم ایران وصل می‌کند. این است که این فیلم را با نام آیین، رقص و یا بازی نمی‌خوانیم؛ بلکه آن ‌را ثبت نشانی‌های باقی‌مانده از تاریخ فرهنگ و باورهای اصیل و قدیم ایرانی می‌نامیم.
وی ادامه داد: در ضمن نشان به معنای نمایش دادن نیز هست و فیلم "نشان" روایتی از آیین‌هایی‌ست که خود نمایشی از اصالت و باورهای کهن مردمان ایران است. فرخی سیستانی با این نگاه سروده است: «گفتم نشان تو ز که پرسم نشان بده / گفت آفتاب را بتوان یافت بی‌نشان»                                                                                                                                 
اسدی با اشاره به مشکلاتی که سر راه هنرمندان جوان برای شروع فیلمسازی وجود دارد، بیان کرد: با وجود این‌که ما در عصر تکنولوژی و دوربین‌های در دسترس دیجیتال قرار داریم، اما مشکلات ساخت فیلم‌های مستند مخصوصاً از نگاه یک فیلم‌ساز زن بسیار است. از همراه شدن و جلب حس اعتماد تهیه‌کنندگان در مورد پروسه زمانی ساخت یک فیلم که کارگردان و محقق براساس طرح خود ارائه می‌دهند، نسبت به پروسه زمانی کوتاهی که در نظر تهیه‌کنندگان است گرفته، تا جذب سرمایه‌ درست و مفید برای ساخت یک فیلم مستند که هنوز در سینمای مستند به خاطر بازگشت مالی کمتر نسبت به سینمای داستانی، بسیار اندک و گاه نامفید است.
وی ادامه داد: نبود و یا کمبود تکنسین‌های فنی آگاه و مفید در چرخه تولید یک فیلم مستند نیز که می‌توانند به سرعت‌بخشی و رسیدن به کمال مطلوب یک فیلم ما را یاری کنند هم از معضلات تولید سینمای مستند است.
این کارگردان زن سینماحقیقت درباره انتخاب مسیر خود برای رسیدن به هدف‌های پررنگ‌تر در ادامه فعالیت در سینما بیان کرد: واقعیت‌گرایی و حس تعلق به حقیقت و تاثیر آن در زندگی انسان، از دغدغه‌های همیشگی من بوده و هست. تاثیر سینمای مستند بر بیننده وقتی که با خود می‌گوید: "اما این یک اتفاق واقعی است!‌" برای من بسیار مسحور‌کننده و ارزشمند است؛ تاثیری که گاه می‌تواند در قلب‌ها تنها به اعتماد حقیقت داشتن و واقعی بودن نفوذ کند؛ گاه هدفی را به سمت کمال و رشد سوق دهد و گاه باعث کشیدن یک نفس عمیق شود، چرا که آنچه‌ که می‌بینی حقیقت دارد.
اسدی در ادامه به برگزاری جشنواره سینماحقیقت اشاره کرد و گفت: پیشنهادها بسیار است اما بهتر است خیلی در این رابطه کمال‌گرا نباشم، چون از این جا که ایستاده‌ام تا آنچه که می‌خواهم فاصله بسیار است و شاید بهتر است از یک قدم شروع کنم و آن طرح و برنامه‌ریزی مناسب‌تر برای زمان ارائه فیلم‌های منتخب به جشنواره است. تا جایی که می‌دانم در جشنواره‌های بین‌المللی دیگر، حداقل یک ماه برای آماده‌سازی فیلم و در اختیار قرار دادن آن به جشنواره فرصت می‌دهند، اما در جشنواره سینماحقیقت ما برای ارائه فیلم‌ها تنها یک هفته وقت داشتیم؛ البته که فیلم‌سازان با چانه‌زنی یک یا دو روز از جشنواره وقت می‌خرند اما یک ماه زمان مناسبی برای ارائه فیلمی‌ست که فیلم‌ساز فرصت تقسیم آن را با مخاطب و منتقدان به دست آورده ‌است. من از سال 89 فیلمی در جشنواره سینماحقیقت نداشته‌ام و بهتر است مابقی قضاوت‌ها را بعداً انجام دهم.
او در پایان به دغدغه‌ی فیلمسازی در عرصه فیلم مستند اشاره کرد و گفت: از نظر من دغدغه فیلم‌سازی مستند رابطه عمیقی با دغدغه‌های درونی مستند‌ساز دارد. این نظر شخصی است، اما من به عنوان مستند‌سازی که علاقه بسیاری به طبیعت، هستی و رابطه آن با هنرهای بشری دارد و نوع ظهور آن را در باورها و فرهنگ‌ها پیگیری می‌کند، در فیلم‌هایم نیز سعی دارم تا مخاطب را با حاصل دیده‌ها، شنیده‌ها و تجربیات خود سهیم کنم. من در تمام زندگی تماشاگری هستم که از کشف واقعیت و اتفاقات حقیقی پیرامون خود بسیار تاثیر و الهام می‌گیرم و در آن لحظه است که با خود می‌گویم شاید تقسیم این تماشا با دیگری که فرصت آن‌را نداشته ‌است، دری تازه را به روی هر دوی ما باز کند و این درها سلسله‌وار ادامه خواهند داشت. این است که بیشتر سعی می‌کنم با قرار دادن تماشاگر، بی‌کم و کاست و تا جایی که می‌توانم در همان جا که بوده‌ام، حتی بدون توصیف یا توضیح اضافی (چون اغلب فیلم‌های من از جمله فیلم "نشان" بی‌دیالوگ و تنها تصویر صرف هستند) مخاطب را در برداشتی آزاد و دست‌نخورده از طبیعت و هستی پیرامون قرار دهم؛ درست همان‌طور و یا نزدیک به آن شرایطی که من با موضوع روبه‌رو شدم. اگر بتوانم بیننده را در همان موقعیت قرار دهم دیگر دغدغه‌ای ندارم، حالا نوبت اوست... در ضمن شاید جنبش عجیب و خاصی را در سینمای مستند شاهد نباشیم، اما این ارزشمند است. مستندساز واقعه‌ای را ثبت می‌کند که شاید در طول تاریخ زندگی بشر دیگر فرصت مشاهده آن‌را نداشته ‌باشیم.
و در آخر بسیار مایلم از آقای مهرداد شیرطاونی به عنوان تهیه‌کننده فیلم مستند "نشان" که با صبر و درایت، در زمانی نسبتاً طولانی و با سرمایه‌گذاری بی‌دریغ خود و با داشتن انگيزه‌اى صرفاً فرهنگى و معنوى، حمایت‌کننده اصلی ما در ثبت بخشی از تاریخ فرهنگ و هنر ایران هستند؛ کمال تشکر و قدردانی را داشته باشم.
 
کد مطلب: 2842
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *