۰
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۳۵

واكاوی نگاه «محمدعلی فارسی» به مستندسازی: انگیزه جایزه گرفتن كارم را می‌كُشد

محمدعلی فارسی از هنرمندان قدیمی سینمای مستند ایران و از همکاران شهید آوینی در پروژه به یاد ماندنی روایت فتح است. با او که یکی از داوران بخش جایزه شهید آوینی دهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت است، گفتگویی انجام دادیم که شرح آن به روایت ذیل است:
واكاوی نگاه «محمدعلی فارسی» به مستندسازی: انگیزه جایزه گرفتن كارم را می‌كُشد
*آقای فارسی، شما جزو مستندسازانی هستید كه در طول جشنواره سینماحقیقت جوایز زیادی گرفتید، ممكن است كسانی كه این مصاحبه را می‌خوانند برای نخستین بار باشد كه با شما آشنا شده‌اند، برای كدام فیلم‌های‌تان جایزه گرفته‌اید؟
دقیقا یادم نیست، اما برای حقیقت گمشده، معلم، مجنون، رستاخیز، مهاجران و...
*اساسا بعد از 9 دوره برگزاری رابطه‌تان با جشنواره چطور است؟
خیلی با جشنواره‌ها رابطه خوبی ندارم. معمولا تهیه‌كننده‌ها فیلم‌ها را می‌فرستند، بعضی صاحبان سرمایه مثل تلویزیون، حوزه هنری یا مركز گسترش. من یادم نمی‌آید خودم به جشنواره فیلم فرستاده باشم، حتی زمانی كه در موسسه روایت فتح بودم، مدیران فیلم‌های بدون تیتراژ را به جشنواره می‌فرستادند. تازه وقتی به موسسه خبر داده می‌شد كه فیلم جایزه گرفته است، یكی را می‌فرستادند تا آن را بگیرد. شهید آوینی تصوری از جشنواره برای ما ساخته بود كه انگار به آن آلرژی داریم. البته وقتی بعد از سال‌ها، از موسسه روایت فتح بیرون آمدم، تازه فهمیدم كه كسی را در حوزه مستند نمی‌شناسم و اگر بخواهم حتی برای گذران زندگی كار كنم، باید نمونه اثر ببرم. بعد از آن برایم مهم شد كه فیلم‌هایم دیده شود تا كارم پیش مدیران گیر نكند.
*اصلا باوركردنی نیست كه شما هم دچار مشكلاتی از این دست شده باشید، چون تصور عمومی بر این است كه فیلمسازانی مثل شما با آن سابقه طولانی در روایت فتح، كارشان راحت‌تر باشد.
كاملا تصور اشتباهی است. شما مستندسازی را پیدا نمی‌كنید كه به عنوان مثلا همسویی با نگاه حاكمیت، كارش راحت‌تر باشد. من وقتی با این خیال خام از روایت فتح جدا شدم كه مشكلات زندگی را حل كنم، برعكس كاملا دیدم مناسبات جهانی بیرون طور دیگری است. بلدبودن كار 15 درصد قضیه است، مابقی روابط است. من بعد از روایت فتح چهار سال از سه‌دانگ خانه‌ای كه فروخته بودم، خوردم تا كم‌كم فهمیدم كی‌به‌كی است. ما در روایت فتح مثل گربه خانگی بودیم، تصور كنید یك مرتبه گربه خانگی را وسط خیابان رها كنید، چه اتفاقی برایش می‌افتد؟ من عین همان گربه لوس و ملوس بودم و تازه در 48 سالگی همه چیز را از صفر شروع كردم (در سال 84)...
*البته شرایط مستند هم نسبت به آن زمان بسیار بهتر شده است.
بله دقیقا، الان بچه‌های مستندساز حرف می‌زنند، ادعا دارند؛ چرا در جشنواره فجر نیستیم و چرا اكران نمی‌گیریم، در صورتی كه ما فقط به فكر این بودیم كه زندگی را بگذرانیم. خوب یا بد، من به مستند به عنوان راهی برای گذران زندگی نگاه كردم، مثل سوپرماركت یا رانندگی... برایم مهم نبود كه مستند دیده شود یا نه، مهم بود كه كار كنم، پول دربیاورم و زندگی را بچرخانم. از آن‌جا بود كه جشنواره برایم مهم شد. به محض این‌كه جوایزی گرفتم كه نخواهم دیگر پشت اتاق مدیران بنشینم، دیگر برایم علی‌السویه بود، فیلم‌ها را هم خودم نمی‌فرستادم، وقت جایزه هم، جایزه نقدی برایم مهم بود.
* جایزه چه تاثیری بر كار یك مستندساز می‌گذارد؟
بستگی به روحیه و انگیزه بچه‌ها دارد. ماها زندگی‌مان را می‌كنیم و دیگر وجه جایزه برایم مهم نیست. بعضی دیگر خیز برمی‌دارند برای روی صحنه رفتن؛ حاضر است عمرش را بگذارد تا روی سن برود و جایزه بگیرد. برای من انگیزه جایزه گرفتن كارم را می‌كشد. جایزه بگیربودن یك موضوع، مرا به ساختن آن ترغیب نمی‌كند، در حالی كه بعضی از این راه ارتزاق می‌كنند. مستندسازانی كه معمولا چهار سال صرف ساختن یك مستند می‌كنند، پنج سال از آن ارتزاق می‌كنند. هشت سال یك‌بار مستند می‌سازند و با آن كل دنیا را می‌گردند.
*خب بعضی چاره‌ای ندارند، به دلیل نبود سرمایه و مشكلات سخت، مجبورند روی پول جوایز حساب كنند.
نه این‌طور نیست، باورم نمی‌شود. آدمی كه كمی تعهد داشته باشد، به قول علامه طباطبایی سه دسته‌اند؛ عقل فردی نداشته باشد كه صرفا به منافع خود فكر كند، عقل اجتماعی داشته باشد كه هم منافع خود را ببیند و هم منافع اطرافیان را یا مثل مرتضی آوینی عقل قدسی داشته باشد كه جز برای رضای خدا كاری نكند. ما در بهترین حالت وسطی هستیم. كسی كه فقط عقل فردی داشته باشد و فقط به منافع خود فكر كند، پوزیشن و اعتبار داخلی و خارجی برایش خیلی مهم است. سال‌هاست به من می‌گویند كه فارسی فیلم نمی‌سازد و ویدئو كبابی می‌سازد. اما همین ویدئو كبابی‌ها از تلویزیون پخش می‌شود و بیرون می‌آید. مثلا یك مجموعه راجع به خیرین سفارش می‌گیرم، پخش می‌كنم بین چند نفر كه كاربلدند و نظارت می‌كنم. فیلم هم از همه شبكه‌ها پخش می‌شود و بالاخره دو زار تاثیر می‌گذارد.
*پس شما هم به این‌كه فیلم دیده شود اعتقاد دارید؟
تاثیرش نه به خاطر خودم بلكه در دو مساله است. یك زمان مهم است كه اسمم دیده شود، یك زمان مهم است كه اسمم دیده شود تا تاثیر بگذارد. در صورت دوم خیلی هم برایم مهم است، برای همه مهم است كه كارشان دیده شود...
*شما می‌گویید برای همه مهم است، اما شرایط پخش وجود ندارد. تلویزیون فیلم‌های شما را پخش می‌كند، اما هیچ‌وقت به فكر اكران بوده‌اید؟
صادقانه بگویم نه، من جزو معدود مستندسازانی هستم كه می‌گویم جایگاه مستند فقط تلویزیون است. من می‌گویم كه این چه خصلتی است كه بچه‌های مستندساز، در جشنواره فجر اعتراض می‌كنند كه چرا سالن خالی است، این چه اصراری است كه فیلمت را ببری در جایی كه محل عرضه فیلم داستانی است و گیر بدهی كه چرا سالن خالی است؟
*این از آن‌جایی می‌آید كه قسمت مهمی از مستندهای دنیا اكران می‌شوند، چون سینمایی است.
بستگی دارد. مثلا مایكل مور یا ارول موریس باشد یا نه. من مستندی دیدم از یك مستندساز چینی، یك فیلم تكان‌دهنده. بعد مصاحبه‌ای از كارگردان خواندم كه می‌گفت فیلم را در فلاكت كامل ساخته است و با هیچ فیلم را ساختم و در آخر پروژه 400هزار یورو گرفتم. ببینید این رقم بسیار بزرگی است. تازه این چینی بود. یكی از گران‌ترین مستندهای این كشور را ساختم كه 120 هزار دلار خرج برداشت؛ در زمان دلار هزار تومان. الان اگر بخواهم همان را بسازم، معادل آن پول را به ریال الان نمی‌دهند. مشابه آن مستند را در حال حاضر فقط 60درصد، 130 میلیون را می‌دهند. در حالی كه من به رییس مركز كه تهیه‌كننده «حقیقت گمشده» بود، گفتم یادت هست ته 120 هزار دلار آن موقع هیچ چیز برای تو هم نماند؟ وقتی این‌طوری پول می‌دهند، چه توقعی می‌توان داشت؟ با این وضع، مستندهای فعلی جذابیت لازم را برای مخاطب عام ندارد. ما بعد از انقلاب، سطح سلیقه مخاطب از فیلمفارسی را هم پایین‌تر آورده‌ایم. كسی حوصله ندارد به سینما برود و حرف متفكرانه و فلان بشنود، آن هم وقتی در موبایل و تبلت می‌تواند فیلم ببیند و ماهواره هم هست.
*موارد نقض بسیاری برای حرف شما هست، مثل «آتلان» كه اكران موفقی داشت.
این‌ها استثنائات است.
*من می‌گویم اگر رویكرد مستند، جذاب و قصه‌پرداز باشد، مردم راغب به دیدن می‌شوند و به سینما می‌روند.
این‌ها اما و اگر است.
*شما دستیار سیدمرتضی آوینی بودید كه به‌شدت سینمای قصه‌پرداز را دوست داشت.
من حرفم این است كه وقتی فیلمی از تلویزیون پخش می‌شود، در بدترین حالت، ركوردشكن‌ترین فیلم سینما هم به اندازه آن تماشاگر نخواهد داشت. من می‌گویم گیردادن مستندسازان به اكران سینمایی جز به خاطر این‌كه خودشان را مطرح كنند نیست.
*خط‌قرمزهای تلویزیون بی‌نهایت است و با هر مدیری، این خط‌قرمزها جابه‌جا می‌شود.
دقیقا،این مساله‌ای است كه باید به آن پرداخت. به نظر من مستندسازان نباید صورت مساله را گم كنند. باید بیایند روی این موضوع زوم كنند، مصاحبه كنند، داد بزنند و مدیران تلویزیون را گیر بیاورند. انتقادی كه به آقای ضرغامی داشتم این بود كه ایشان با مرغ و خروس‌هایی كه در فیلم‌های داستانی بازی می‌كردند، جلسه می‌گذاشت، كارگردان‌ها، صدابرداران، طراحان صحنه، دوبلورها، هنرپیشه‌ها و خلاصه هر كسی كه به حوزه داستان برمی‌گشت، ایشان به عنوان رییس سازمان با آن‌ها جلسه می‌گذاشت، اما دریغ از یك جلسه با مستندسازان. تا زمانی كه نگاه مدیریت كلان فرهنگی، به مستند این باشد، بچه‌ها دارند زور الكی می‌زنند.
*پس مشكل شما هم مثل همكاران‌تان با مدیریت كلان است.
ببینید چقدر مراكز آموزش فیلمسازی داریم؟ اما هیچ كدام آموزش مستندسازی نمی‌دهند. شما از هر مدیر فرهنگی بخواهید اسم 30 كارگردان و هنرپیشه را ببرند یا حتی به عنوان مدیر فرهنگی اسم 20 فوتبالیست را ببرند، سریع برای‌تان می‌شمارند. بعد بپرس كه اسم پنج مستندساز بگو، حتی مدیران كلان ارشاد یا كمیسیون فرهنگی مجلس و مدیران حوزه هنری یا تلویزیون نمی‌توانند بگویند. این نگاه حاكم ما است. در حالی كه در كشورهای جهان اول، مدیوم ‌مستند برای سیاست‌گذاران عرصه فرهنگ، مهم‌ترین مساله است.
* یك مثال می زنید؟
انگلستان چهار كانال دولتی دارد و كلی كانال كابلی. دولت فقط چهار كانال را ساپورت می‌كند. دو تای آن نیمه‌دولتی و دو تایش تمام‌دولتی‌است. بهترین فیلم‌های سینمایی را معمولا بین ساعت 10 تا سه بعدازظهر پخش می كنند، اما اگر قرار بر پخش یك مستند باشد، نه كل لندن كه كل انگلستان بیلبورد می‌زنند كه فلان شبكه و فلان ساعت قرار است یك مستند پخش شود. اساسا ساعت پیك مخاطب برای مستند است. چرا؟ چون فهم پشت آن است. آن‌ها تمام مسایل خود را با مستند حل می‌كنند. اما ببینید بودجه فرهنگی شهرداری چقدر است؟
*خیلی میلیارد تومان.
دقیقا، خیلی میلیارد تومان. چه كاری با این پول می‌كنند كه به نفع خود شهرداری باشد؟ هیچ. دو تا مدیر نالایق فرهنگی گذاشته‌اند كه دربه‌در دنبال دو اسم می‌گردند كه ببینند آن‌ها كی می‌خواهند فیلم بسازند تا بروند اسپانسر شوند. كه بگویند در فلان فیلم ما شریكیم. در صورتی كه شهرداری كلانشهرها خیلی با مردم مشكل دارند. نمی‌آید به یك مستندساز بگوید كه مثلا می‌خواهیم خیابان پیروزی را عریض كنیم. بیا یك مستند بساز برای تعامل بین ما و مردم. ما پول 20 فیلم مستند را می‌دهیم تا هم حرف ما به مردم منتقل شود و هم حرف مردم به ما. همه نهادها بودجه فرهنگی دارند، اما سهم مستند چقدر است؟
*برگردیم سر تلویزیون و خطوط قرمز بی‌شمار آن و ممیزی سلیقه‌ای. محمدرضا فرزاد مستندی برای شبكه یك ساخت به نام «گم و گور» كه از تلویزیون پخش نشد، در حالی كه موضوعش 17شهریور بود.
من خودم از قربانیان ممیزی در تلویزیون هستم. از فیلم‌های من چیزهایی حذف می‌كنند كه در دیدن مجدد فیلم شاید یك مونتاژ مجدد هستم. در صورتی كه برمبنای اساسنامه تلویزیون این كار كاملا غیرقانونی است. تازه سلیقه ممیزی واحد نیست. شبكه دو یك مدل ممیزی دارد، شبكه افق مدل دیگری. كاری غیرقانونی و با یك نظارت غیرهمگن.
*فكر نمی‌كردم از افق سختگیرتر هم داشته باشیم.
نمی‌توان گفت سختگیرتر. معیارهای‌شان فرق می‌كند. فیلم‌های خود من همیشه ممیزی می‌شوند. مثلا از فیلم 28دقیقه‌ای، 22دقیقه پخش می‌شود. هر شبكه هم یك جای آن را حذف می‌كند. مستند می‌تواند فاصله عمیق بین حاكمیت و مردم را پر كند، مشروط بر این‌كه مدیران به مستندسازان اعتماد كنند. سال‌هاست مشكلاتی داریم كه حل نشده‌اند، مثلا حجاب كه سال‌هاست همه درباره آن حرف می‌زنند و هنوز معضل است، یك كوچه بن‌بست است. مردم مسیر خود را می‌روند و حاكمیت ساز خود را می‌زند و نیروی انتظامی هم گهگاهی عده‌ای را می‌گیرد و هیچ‌وقت اتفاقی نمی‌افتد. مدیران هیچ‌وقت شهامت این را نداشته‌اند كه بنشینند و به‌طور ریشه‌ای این مساله را بررسی كنند. تمام معضلات را می‌توان در مستند مطرح و حل كرد. مثل مجموعه سراب كه در دهه 60 با شهید آوینی ساختیم و راجع به مهاجرت بود. آوینی با مدیران به این توافق رسیدند كه تا قسمت 15 به معلول بپردازند، از قسمت 15 به بعد به علت بپردازند كه چرا می‌روند... نه تلویزیون زیر بار رفت و نه وزارت اطلاعات. همان زمان آوینی گفت اگر حاكمیت اجازه ندهد این موضوع بررسی شود، شرایط از این هم بدتر می‌شود كه شد. الان هم همین است و اجازه ورود به این موضوعات نمی‌دهند و پنهان می‌كنند. تلویزیون فقط گل و بلبل نشان می‌دهد و انگار هیچ مشكلی نیست.
کد مطلب: 2323
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *